اون هایی که حاضرند نظراتشون رو به صورت تلفنی بیان کنند و یا نکته ی جالبی دارند با این شماره تماس بگیرند:
09363449371_سید محمد رضا موسویان
و اون هایی که دوست دارن مطالب جالبشون در وبلاگ ما به نمایش در بیاد، اون ها رو به آدرس پست صوتی زیر ارسال کنن:
قرآن كریم، به مناسبتهای مختلف از «خرافات» با عنوان «اساطیر»، یاد كرده است چنانكه میفرماید: «...یَقُولُ الَّذِینَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلاَّ أَساطِیرُ الْأَوَّلِین؛[3]... و كافران میگویند اینها افسانههای پیشنیان است.
در جایی دیگر میفرماید: «لَقَدْ وُعِدْنا هذا نَحْنُ وَ آباؤُنا مِنْ قَبْلُ إِنْ هذا إِلاَّ أَساطِیرُ الْأَوَّلِین؛[4] این وعدهای است كه به ما و پدرانمان از پیش داده شده،اینها همان افسانههای خرافی پیشینیان است».
و نیز در سورهها و آیات دیگر مانند: انفال، 31؛ نحل، 24؛ مؤمنون، 83؛ فرقان، 5؛ احقاف،17؛ قلم،15؛ مطففین،13؛ كلمه «اساطیر» به معنای افسانهها و خرافات آمده است كه غالباً از ناحیه كفار و مشركان به پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ و كتاب مقدس قرآن نسبت داده می شده است.
قرآن كریم، همواره با پدیده شوم خرافات مبارزه كرده و با سخنان واعمال، بیهوده مخالف است و در شرایطی برقلب پاك پیامبر گرامی ـ صلی الله علیه و آله ـ نازل شد كه مسائل خرافی و بیاساس وافسانههای خیالی و بیپایه، جامعه آن روز حجاز را به تسخیر خود در آورده بودند و مردم به شدت گرفتار خرافات و مسائل بیاساس جاهلیت بودند و زنجیرهای جهل و گرایش به افسانهها و اساطیر بر دست و پای آنها تنیده شده بود و به زندگی پست و ذلت باری تن داده بودند. قرآن كریم، با آیات نورانی خود، به تدریج پردههای جهل و خرافات را كنار زد و آنها را با واقعیات آشنا نمود؛ چنانكه میفرماید: «آنها كه از فرستادة (خدا) (و) پیامبر «امی» پیروی میكنند، كسی كه صفاتش را در تورات و انجیلی كه نزدشان است مییابند و آنها را به معروف دستور میدهد و از منكر باز میدارد، پاكیزهها را برای آنها حلال میشمرد، ناپاكیها را تحریم میكند، و بارهای سنگین و زنجیرهایی را كه بر آنها بود (از دست و پایشان) بر میدارد، آنكه به او ایمان آورند و حمایتش كردند و یاریش نمودند و از نوری كه با او نازل شده، پیروی كردند، آنان رستگارانند.»[5]
در جایی دیگر میفرماید: «و (مشركان) سهمی از آنچه خداوند آفرید، از زراعت و چهارپایان برای او قرار دادند و گفتند ـ به گمان آنها ـ این مال خداست و این مال شركای ما (یعنی بتها) است، آنچه مال شركای آنها بود به خدا نمیرسید، ولی آنچه مال خدا بود به شركایشان میرسید...»[6]
و به این صورت به مطالب غیرواقعی و بیاساسی، مثل مقدس بودن بتها و اعتقاد به اینكه آنها میتوانند حاجات آنها را برآورده سازند و یا با غضب خود خساراتی را بر آنها وارد نمایند.!! خرافات، اساطیر و اباطیل در هر جامعهای میتواند تأثیرات بسیار منفی و ناهنجاری را به دنبال داشته باشد. عقب ماندگی از جهات مختلف، ركود، بیهویتی، انحرافات اخلاقی و عقیدتی، شرك به خدا، غفلت و.. از محصولات و دستاوردهای ابتلا به خرافات و افسانههای بیاساس میباشد و جوامع بشری هرچه از نظر علم و فرهنگ عقب مانده باشند به همان نسبت خرافات و اوهام در میان آنان زیادتر خواهد بود.
در تاریخ اسلام، نمونههای زیادی از گرفتاری مردم در چنگال اساطیر و خرافات نقل شده است. به عنوان مثال علت ننوشیدن آب توسط حیوانات را وجود دیوها در میان شاخ و جسم حیوانات میدیدند و یا اگر كسی را عقرب و مار میگزید، بر گردن مار و عقرب گزیده، زیور آلات طلایی میآویختند و...[7]
عواملی مانند: جهل و نادانی به عقاید اصیل اسلامی، مفاهیم قرآن، تقلیدهای كوركورانه از آداب و رسوم جاهلیت،[8] سودجویی و منفعت طلبی برخی از افراد؛ مانند: ماجرای گوساله پرستی، پیروان حضرت موسی علی نبینا و آله ـ علیه السّلام ـ[9] تأثیرات عقاید خرافی پیشینیان و تعصبهای بیجا و بدون پایه و...[10]
چنانكه قرآن كریم، با طرح برخی از عوامل و اسباب خرافات به مبارزه با آن پرداخته؛ از طرفی با راهكارها و راهنمائیها در جهت زدودن و برداشتن خرافات در میان مردم تلاش كرده است. در بسیاری از آیات خداوند تبارک و تعالی انسانها را به تعقل و اندیشه در این امور توجه داده است؛ چنانكه میفرماید: «كَذلِكَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آیاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ؛[11] این چنین خداوند آیات خود را برای شما شرح میدهد، شاید اندیشه كنید!»
خداوند تبارک و تعالی برای از بین بردن خرافات و اوهام و از طرفی نشر و گسترش حقایق و معارف الهی پیامبران فراوانی را مبعوث فرموده و به آنها مأموریت داده كه انسانها را با حقایق آشنا سازند. ما در هر امتی رسولی برانگیختیم كه: «خدای یكتا را بپرستید؛ و از طاغوت اجتناب كنید!» خداوند گروهی را هدایت كرد، و گروهی ضلالت و گمراهی دامانشان را گرفت، پس در روی زمین بگردید و ببینید عاقبت تكذیب كنندگان چگونه بود.
همچنین یكی دیگر از راههای جلوگیری از ترویج خرافات، امر به معروف و نهی از منكر می باشد، زیرا گرایش به خرافات از منكرات به حساب میآید: چنان كه قرآن كریم میفرماید: «وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛[12] باید از میان شما، جمعی دعوت به نیكی، و امر به معروف و نهی از منكر كنند! و آنها همان رستگارانند»[13]
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1. علامه طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن (تهران،دارالكتب اسلامیة) ج1، ص426ـ428؛ ج6، ص167ـ171؛ ج7، ص382ـ390؛ ج8، ص292ـ308.
2. دشتی حسینی، سیدمصطفی، معارف و معاریف، (قم، چاپ صدر، 1376 هجری شمسی) ج5، ص109ـ111.
3. برنامه نرمافزاری تبیان 4، برنامه فرهنگ موضوعی قرآن، علی اكبر هاشمی رفسنجانی، موضوع خرافات، تهیه و تنظیم مركز فرهنگ و معارف قرآن دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم.
4. علی كرمی، ظهور و سقوط تمدنها از دیدگاه قرآن، (قم، نشر مرتضی).
5. محمدی گیلانی، قرآن و سنن الهی در اجتماع بشر، نشر سایه.
6. معیارها و عوامل تمدن از نظر قرآن، تهیه و تنظیم، بنیاد باقرالعلوم ـ علیه السّلام ـ (قم، ناشر دارالقرآن الكریم).
و... .
*در دبیرستان دلگشای تهران تحصیل کرده است.
*دوران مدرسه شاگرد خوبی بود
*برادر بزرگترش در ادبیات و موسیقی فعال است و در ایران زندگی می کند.
*دو برادر دیگرش سالهاست ساکن سوئد هستند.
*دروس زیست شناسی و ادبیاتش فوق العاده خوب بودند.
*گاهی معلم ادبیاتش کلاس را در اختیار او می گذاشت و می رفت.
*سال 1340 متولد شد.
*محل تولدش میدان بروجردی واقع در تهران است.
*در خانواده ای متوسط به دنیا آمد.
*در کودکی بسیار دمدمی مزاج بود.
*یکی از آرزوهایش این بود که زیست شناس شود.
*بر عکس ساخته هایش بیشتر به آثار جدی در فیلم سازی علاقه دارد.
*شروع کار طنز وی بسیار اتفاقی بود و علی عمرانی در واقع پیشنهاد همکاری
در نوروز 72 را به او می دهد.
*سال 1362 در نمایش هملت بازی کرد.
*در یک مجموعه تلویزیونی با خانم ثریا قاسمی کار کرده است.
*چند کار مذهبی در تلویزیون انجام داده بود.
*سال 65 وارد دانشگاه می شود ولی تحصیل را نیمه کاره رها می کند.
*در دوران سربازی عازم جبهه شده و در عملیات های مرصاد و حلبچه هم جنگیده است.
*او می خواست نقاش شود ولی استعدادش را نداشت.
*از صدای خودش لذت می برد.
*معتقد است بیش از انکه شاد باشد آدم غمگینی است.
*علاقه مند به کارگردانی سینما است.
*از شلوغی به سرعت خسته می شود.
*از ویژگی های بازیگری اش مستقیم به دوربین خیره شدن است.
*دارای دو فرزند است.
*معتقد است که شهرت سرطان است.
*پرواز شب اولین جرقه کارگردانی او در کار طنز است.
*با کارگردانی و بازی در ساعت خوش معروف شد.
*متاسفانه حواشی ساعت خوش باعث شد تا سه سال ممنوع الفعالیت شود.
*قرار بود در دو فیلم مسعود کیمیایی با عناوین «ضیافت»و«سلطان»
بازی کند که به علت ممنوع الفعالیت بودن میسر نشد.
*با جنگ نوروز دوباره به تلویزیون بازگشت.
*اولین کنسرت رسمی وی در بهمن ماه 1383 در تهران اجرا شد.
*سال 83 برنده جایزه طوطی طلایی بهترین بازیگر برای نمایش «خرگوش»
شد.
*سال 84 بهترین کارگردان طنز از سوی شبکه 3 انتخاب شد.
*سال 82 برای فیلم سینمایی «همنفس»آواز خواند.
*به تازگی خواننده تیتراژ مجموعه های خودش است
*انتخاب تصنیف قدیمی مجموعه باغ مظفر را به علت علاقه اش به««شجریان»»
انجام داد که پیشتر این تصنیف را اجرا کرده بود.
جالب است بدانید که شقایق دهقان سر صحنه پاورچین با مهراب قاسم خانی
آشنا شد و با هم ازدواج کردند. در حال حاضر صاحب دختری کوچک به نام
نیروانا می باشد. مهراب قاسم خانی از جمله نویسندگان مجموعه طنز های مدیری است...
زندگی نامه مهران مدیری
مهران مدیری متولد دهه 40 در تهران است. او كه در خانواده ای هنردوست به دنیا آمده بود فعالیتهای هنری خود را از نخستین سالهای نوجوانی شروع كرد و تا قبل از ورود به رشته تئاتر در دانشگاه،در چندین اثر نمایشی به عنوان بازیگر شركت نمود.
تحصیلات آكادمیك او در رشته «تئاتر» ،به دلیل حضور او در جبهه های جنگ، ناتمام ماند اما عشق او به هنرهای نمایشی ،بار دیگر او را به عرصه نمایش در تئاتر و رادیو كشانید. او تا سال 1372 با نمایشهای زیادی چون: شوخی، تلگراف، آرسنال، پانسیون، سیمرغ،
هملت، كیسه بوكس و ... روی صحنه رفت. و در این دوران با
بسیاری از بزرگان تئاتر كشور چون «قطب الدین صادقی» و «میكائیل
شهرستانی» همكار شد.
وی همچنین در این دوران به عنوان بازیگر در نمایشهای رادیویی «قصه های شب» نیزحضور یافت. مدیری در سالهای آغازین دهه 80، نخستین تجربه حضور خود را در برنامه های مذهبی تلویزیون تجربه كرد تا آنكه بر حسب اتفاق، وارد وادی «طنز نمایشی» در تلویزیون گردید. او كه تا پیش از آن تنها یك اثر كمدی نمایشی بنام«پانسیون» را روی صحنه داشت، با نخستین جرقه های نبوغ و ابتكار خود در زمینه كمدی در مجموعه های تلویزیونی «نوروز72» -در سمت بازیگرـ و «پرواز57» -به عنوان بازیگر و كارگردان- كه دربهار و زمستان 1372، روی آنتن رفته بود به عنوان یك بازیگر كمدی خوش درخشید. چنان كه یك سال بعد در مقام كارگردانی مجموعه طنز «ساعت خوش» توانست اثری ماندگار را در ژانر كمدی تلویزیونی به نام خود به ثبت برساند. «ساعت خوش» نخستین مجموعه آیتمی طنز در طول تاریخ تلویزیون ایران بود و حواشی این برنامه پربیننده چنان دست و پاگیر دست اندركاران آن شد كه تا سه سال امكان فعالیت مجدد تصویری را از آنان گرفت. مهران مدیری كه به سبب این محرومیت سه اله، امكان بازی در فیلمهای مطرح «ضیافت» و «سلطان» مسعود كیمیایی را از دست داده بود، در نوروز 77 همزمان با اكران فیلم سینمایی «دیدار» -كه در آن در سمت بازیگر حضور یافته بود- و نیز پخش برنامه طنز «نوروز 77» بار
دیگر به صحنه نمایش بازگشت. او چند ماه بعد با ساختن مجموعهطنز «جنگ 77» كه آغاز دوباره دوران شهرت و محبوبیت او را نوید می داد، بار دیگر با ساختار شكنی در این ژانر از برنامه های تلویزیونی به نوع جدیدی از سبك نمایش كمدی رسید كه مبتنی برداستان گویی بود.
كارگردانی مجموعه های: ببخشید شما(1378)،پلاك 14 (1379-1378) ،نودشب (1379) و طنز 80 (نوروز80)، بازی در یك سریال تلویزیونی بنام «دردسروالدین» (1380) و بازیگری و بازیگردانی فیلم سینمایی «توكیو بدون توقف»، كه به نوعی ادامه روندتكمیلی تجربه های هنری او محسوب می شد، وی را به چنان پختگی و تجربه رسانیده بود تا بار دیگر اتفاق جدیدی را در عرصه كمدی نمایشی ایران به ثبت برساند.
در سال 81، او به همراه همكار نویسنده اش «پیمان قاسم خانی»، قومی را خلق كردند بنام «برره»، اهل ناكجاآبادی به همین نام .
«پاورچین» با طرح معضلات فرهنگی و بیماری های اخلاقی ساكنان روستای خیالی«برره»، رذایل اخلاقی اجتماع و سنتهای غلط مردم آنرا چنان بی رحمانه به نقد كشید كه این مجموعه را بزرگترین اتفاق نمایشی در تاریخ تلویزیون ایران لقب داد و این تازه آغاز ماجرا بود.
در حالی كه مجموعه تلویزیونی «نقطه چین» آنچنان كه شایسته ی مدیری و همكارانش بود مطرح نشد و مجموعه داستانی «جایزه بزرگ» نیز با وجود پربیننده بودن، در حد و اندازه های مدیری از آب در نیامد، او به گذشته ی برره سفر كرد تا داستان هایی جدید را درفضای 50 سال قبل ایران روایت كند.
«شبهای برره» كه در سال 84 ساخته شد و به روی آنتن رفت، جایگاهی بود تا حرفهای در گلو مانده جامعه به زبان بیاید. از دردها،مشكلات و ناهنجاری های فرهنگی مردم ایران كه سالها در قالب سنت ها و آداب و رسوم غلط و بی ریشه دامنگیر آنان شده بود.
مدیری و گروهش در طی چند ماه سختی ها و ناهمواری های زیادی را تحمل كردند و از زیر تیغ تیز بی مهری ها، كوته فكری ها، انتقادهای تند و شایعات بی اساس گذشتند تا «شبهای برره» بار خود را سالم به مقصد برساند ... و «برره» ماندگار شد...
مهران مدیری در كنار علاقمندی هایش به هنر نمایش و كارگردانی و تلاشی كه برای رسید به جایگاه كنونی اش كرده است همواره به عالم موسیقی نیز عشق و ارادت خاصی داشته است. او با انتشار نخستین آلبوم موسیقی اش در سال 79، در مقام خواننده و نیز در نخستین كنسرت رسمی خود كه در بهمن ماه 1383 در تهران اجرا كرد، با انتخاب هوشمندانه ملودی ها، تصنیف ها و صدای دلنشینی كه از سوی شنوندگان آثارش مقبول افتاده بود، ثابت كرد كه موسیقی را خوب می شناسد و نیز سلیقه مردم هنردوست ایران را !
ولایتى در خانوادهاى نسبتا شلوغ (5 دختر و 1 پسر) به دنیا آمد. او کودکى آرام بود و بیشتر وقت خود را به مطالعه کتاب میگذراند، به طورى که در 9 سالگى، کتاب 7 جلدى اسکندرنامه، و در کلاس پنجم ابتدایى، کتاب کلیله و دمنه را خواند. از نوجوانى علاقه فراوانى به کتابهاى تاریخى داشت، به حدى که گاه 12 ساعت شبانه روز را به مطالعه تاریخ مى گذراند.
وی دوران ابتدایى و دوره نخست دبیرستان را در رستمآباد گذراند و در دوره دوم دبیرستان به دبیرستان جم قلهک رفت و در سال 1342 دیپلم طبیعى گرفت. در سال 1343 در کنکور سراسرى رتبه 49 کشورى را به دست آورد و در رشته پزشکى دانشگاه تهران پذیرفته شد و از سال 1342 در مدرسه قائمیه و سپس در دبیرستان جهانآراى قلهک تا سال 1350 به تدریس اشتغال داشت.
ولایتی دوره تخصص اطفال را در مرکز طبى کودکان دانشگاه تهران و فوق تخصص بیمارىهاى عفونى را در دانشگاه جان هاپکینز آمریکا گذراند.
پس از پیروزى انقلاب اسلامى، مدتى معاون وزارت بهدارى بود، در دوره اول مجلس به نمایندگى مردم تهران انتخاب شد و سپس به مدت 16 سال، در دورههاى ریاستجمهورى حضرت آیتالله خامنهاى و آقاى هاشمى رفسنجانى، به عنوان وزیر خارجه خدمت کرد و از این حیث، پرسابقهترین وزیر جمهورى اسلامى به شمار مىآید.
پس از دوم خرداد 1376، با آن که خاتمى- رئیسجمهور وقت- سلیقه و دیدگاه وى را براى عضویت در کابینه مىپسندید، ولى او راهى بیت مقام معظم رهبرى شد و مشاور بینالملل ایشان گردید و هم اکنون نیز در این سمت خطیر انجام وظیفه مىکند.
صرف نظر از این شغل مهم، دکتر ولایتى در چند رشته دانشگاهى به تدریس مشغول است و در بعضى از شوراهاى مهم کشورى همچون شوراى عالى انقلاب فرهنگى، مجمع تشخیص مصلحت نظام و بنیاد دائرهالمعارف اسلامى شرکت داشته و عضو رسمى میباشد. او که داراى چندین دکتراى افتخارى از چند دانشگاه معتبر بینالمللى است، در تعدادى از انجمنهاى تخصصى و پژوهشى جهان نیز عضویت دارد.
او که از مردان سیاست روزگار ما است، خود در اهمیت مطالعات تاریخى براى حرفه سیاستمدارى مىگوید: هر کسى که بخواهد سیاست را خوب بفهمد، باید تاریخ بداند. اگر تاریخ نداند، راه بجایى نمى برد.
فعالیتهاى سیاسى قبل از انقلاباسلامى:
ولایتى از نوجوانى، به دلیل علاقهمندى پدرش به سیاست، با اوضاع سیاسى موجود، آشنا شد و به عملورزى سیاسى روىآورد. او در دبیرستان، به مناسبتهاى مختلف، در اعتراض به سیاستهاى شاه، هممدرسهاىها را به تعطیلى کلاس درس و تظاهرات فرامىخواند و در این راه، بارها به ساواک منطقه رفت و مورد بازجویى قرارگرفت. به طورى که از 17 سالگى پروندهاى در ساواک تهران براى او گشوده شد.
وی از 17 سالگى (1341) به عضویت جبهه ملى دوم درآمد. در دانشگاه، به همراه مرحوم شهید لواسانى، شهید دکتر لبافىنژاد، دکتر معتمدى، دکتر جزائرى، دکتر خادمى و ... انجمن اسلامى پزشکان را، که پس از دکتر شیبانى به حال تعلیق درآمده بود، احیا کرد و با گروههاى مختلف سیاسى و روحانیت پیرو امام (ره) تماسهاى منظم برقرار ساخت.
برخی از سمت های اجرایی و علمی:
مشاور مقام معظم رهبری در امور بین الملل (از سال 1376 تا کنون)
وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران (از آذر ماه 1360 لغایت خرداد 1376)
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام( از بدو تاسیس تا کنون)
عضو شورایعالی انقلاب فرهنگی (از سال 1368)
دبیر کل مجمع جهانی اهلبیت (ع) (ازسال79 تا مهر 1381)
نماینده تهران در اولین دوره مجلس شورای اسلامی
معاون وزیر بهداشت
استاد تاریخ روابط خارجی ایران در دانشکده روابط بینالملل وابسته به وزارت امور خارجه
استاد دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران
رئیس شورای عالی نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران
عضو هیأت مدیره نظام پزشکی تهران (از3 مهرماه 1370)
عضو شورای عالی سیاستگذاری دایرهالمعارف دفاع مقدس
عضو پیوسته منتخب فرهنگستان علوم پزشکی ایران (از سال 1369)
عضو هیئت امنای بنیاد دایرهالمعارف اسلامی برای 3 دوره
عضو هیأت امنا ی دانشگاه علوم پزشکی تهران
عضو هیأت امنای دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی
عضو شورایعالی انستیتو تحقیقاتی سل و بیماریهای ریوی کشور
رئیس هیأت تحریریه مجله پزشکی جمهوری اسلامی ایران
رئیس هیأت مدیره انجمن متخصصین بیماریهای عفونی و گرمسیری ایران
رئیس شورای مرکزی انجمن اسلامی پزشکان ایران
رئیس گروه اسلام معاصر ـ بنیاد دائرﻩالمعارف اسلامی
رئیس مرکزآموزشی پژوهشی درمانی سل و بیماریهای ریوی
برخی از تالیفات علیاکبر ولایتی:
-
پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران
-
ایران و مسئله فلسطین
-
ایران و تحولات فلسطین
-
بحران تاریخی هویت ایرانی
-
مقدمه فکری نهضت مشروطیت
-
تاریخ روابط خارجی ایران در عهد شاه عباس اول صفوی
-
تاریخ روابط خارجی ایران در عهد شاه اسماعیل صفوی
-
تاریخ سیاسی جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی
-
تاریخ روابط خارجی ایران در دوران ناصرالدینشاه و مظفرالدینشاه
-
بیماری سل
-
بیماریهای عفونی با همکاری دکتر اسماعیل صائبی، دکتر مینو محرز، دکتر علیرضا یلدا
-
مبانی سل

آغاز بانکداری اسلامی به دغدغه یکی از کشورهای غرب در مورد رواج گسترده بانکداری ربوی بر می گردد که در نتیجه آن شهید محمدباقر صدر در این باره تحقیقات جامعی بعمل آورد. علت طرح موضوع هم این بود که مسلمانان استقبال چندانی از تودیع پول در بانکداری ربوی نداشتند و سرمایه های خود را به طور معمول در این بانک ها سپرده گذاری نمی کردند. شهید صدر دو بحث در ایجاد بانکداری غیرربوی بیان داشت : اول اینکه در اساس و به طور پایه ای ، بانکداری چگونه اسلامی می شود، و دوم اینکه چه کنیم تا در صورت عدم تغییر وضع موجود، نوعی بانکداری رواج یابد که لااقل شبهه ربوی نداشته باشد، یعنی از اساس و بنیان، بانکداری اسلامی مطرح نشود که با مشی حکومت مطابق نباشد، بلکه به گونه ای باشد که بتوان با حفظ شیوه بانکداری متعارف فعلی (ربوی) و حذف نقاط منفی آن (ربوی بودن) از طریق استناد به فتاوای مشهور و همچنین حفظ نقاط قوت این بانکداری همانند نقل و انتقال پول به اصلاح آن پرداخت. شهید صدر روش دوم را پیشنهاد کرد؛ وی اجرای روش اول را که شامل ایجاد تغییرات اساسی در ساختار و بنیان بانکداری است به دلیل نبود شرایط کافی، مناسب ندانسته و بنابراین بانکداری بدون ربا را مطرح می کرد. این نوع نظام بانکداری بدون ربا ریشه در ایدئولوژی و ارزش های اقتصاد اسلامی دارد و تحقق آن مستلزم استقرار عدالت اقتصادی و اجتماعی و نیز توزیع عادلانه درآمد و ثروت در جامعه است. بنابراین، منظور از بانکداری اسلامی نوعی سیستم بانکداری است که مبتنی بر قوانین اسلامی و نظریات اقتصاددانان و کارشناسان علوم بانکی و علمای اسلام است. اگر مولفه های اصلی بانکداری اسلامی را حذف ربا از تمامی عملیات بانکی و انطباق عملیات بانکی با موازین شرعی بدانیم، اساس بانکداری اسلامی، تسهیم سود، مشخص بودن مسیر مصرف منابع و نظارت بر عملیات بانکی خواهند بود. براین اساس، در بانکداری سنتی (ربوی) بین بانک و مشتری و گیرنده تسهیلات یک رابطه مستقیم وجود دارد و بواسطه وجود همین رابطه مستقیم، رابطه دائن و مدیون بوجود می آید، اما در بانکداری اسلامی وجوه سپرده گذاران طبق موازین شرعی و حقوقی و درقالب عقود معین سرمایه گذاری می شود. در مبحث بانکداری اسلامی موضوع سود و حداقل سود مورد انتظار پیش کشیده می شود که با ربا (بهره)، به معنی دریافت هر مبلغ اضافه بر روی دین مشروط بر اینکه قبلاً شرط شده باشد، تفاوت هایی اساسی دارد، از جمله اینکه: سود با توافق طرفین تعیین و به نسبت های مورد توافق پرداخت می شود، ولی ربا از طرف وام دهنده (دائن) تعیین و به هر نرخ یا نرخ های ثابت از قبل تعیین شده، پرداخت می گردد. سود قبل از تحقق حالت التزام دارد و پس از تحقق حالت الزام، ولی ربا بر ذمه وام گیرنده (مدیون) بوده و پرداخت آن در هر حالتی الزامی است. سود *** نظام بانکداری بدون ربا ریشه در ایدئولوژی و ارزش های اقتصاد اسلامی دارد و تحقق آن مستلزم استقرار عدالت اقتصادی و اجتماعی و نیز توزیع عادلانه درآمد و ثروت در جامعه است. *** اساس بانکداری اسلامی، تسهیم سود، مشخص بودن مسیر مصرف منابع و نظارت بر عملیات بانکی است. حاصل بهره وری از عوامل تولید، بالاخص عامل کار و سرمایه است، ولی ربا حاصل بهره وری از سرمایه (دارایی های نقدی) است و صاحب سرمایه در تحقق آن مشارکت مستقیم ندارد. سود مستند و مجوز شرعی دارد و از لحاظ حقوقی و اقتصادی قابل توجیه است، ولی ربا مستند و مجوز شرعی ندارد و از لحاظ حقوقی و اقتصادی قابل توجیه نیست. ازطرفی بانکداری اسلامی برخلاف دیدگاه سایر موسسات مالی که هرگز ارتباط بین بانکداری واصول اخلاقی را نپذیرفته اند، پایبند به اصول اخلاقی است. توجه به اوضاع مشتریان ووضعیت های موجود در نحوه رفتار با مشتری ازویژگی های این نظام است. بنابراین تعریف،بانک اسلامی پول های مشتریان خودرا بدون تعهدمستقیم یاغیر مستقیم به پرداخت پاداش ثابت به سپرده های آنها دریافت می کندامابازپرداخت اصل سپرده ها را به هنگام درخواست مشتری تضمین می کند. بانک اسلامی، وجوه نزد خود را(بدون وام دادن بابهره)در فعالیت های تجاری وسرمایه گذاری به کارمی گیرد (یعنی براساس مشارکت درسود)ودر صورتی که فعالیت موردنظرزیان کندبانک نیز همانند سایر شرکاء در زیان سهیم خواهد شد. برای تکمیل تعریف بانک اسلامی لازم است شرط دیگری به شرط عدم معامله با بهره(ربا) اضافه نمود. و آن التزام به اصول شریعت اسلامی در تمام فعالیت ها و معاملات(و به دنبال آن عدم به کار گیری منابع مالی در فعالیت های غیر مشروع) و التزام به مقاصد شریعت در تأمین منابع و مصالح جامعه اسلامی می باشد. بنابراین بانک اسلامی منابع مالی خود را به بهترین فعالیت های ممکن تخصیص داده و برمبنای ارزش های اخلاقی واصول شرعی برای تأمین منافع فردی (در ضمن مصالح اجتماعی) به مشتریان خود مشاوره میِ دهد. ناگفته پیداست که این تعریف از بانک اسلامی(که در آن عدم کاربرد بهره شرط ضروری وعمل به شریعت شرط کافی است) مسئولیت سنگینی به دوش این مؤسسه می افکند ، خصوصاً درشرایط امروزی کشورهای اسلامی که در تمام زمینه های تولیدی و تأمین مالی لازم است منابع خود را به طور کامل و با بیشترین کارآیی به کار گیرند، تا بتوانند در فرایند توسعه و زدودن فقر به موفقیت دست یابند اهداف نظام بانکی در چارچوب چنین قانونی اینگونه عنوان شده اند : - استقرار نظام پولی و اعتباری بر مبنای حق و عدل (با ضوابط اسلامی) به منظور تنظیم گردش صحیح پول و اعتبار در جهت سلامت ورشد اقتصادی کشور - فعالیت در جهت تحقق هدف ها وسیاست ها و برنامه های اقتصادی دولت باابزارهای پولی و اعتباری -ایجاد تسهیلات لازم برای گسترش تعاون عمومی و قرض الحسنه از طریق جذب و جلب وجوه آزاد، اندوخته ها، پس اندازها، سپرده ها و بسیج و تجهیز آنها برای تامین شرایط و امکانات کار و سرمایه گذاری - حفظ ارزش پول و ایجاد تعادل در موازنه پرداخت ها و تسهیل مبادلات بازرگانی - تسهیل در امور پرداخت ها و دریافت ها و مبادلات و معاملات و سایر خدمات که به موجب قانون بر عهده بانک گذاشته می شود.
ادامه مطلب
رهبر بزرگوار در ضمن بیان نخستین خاطره هاى زندگى خود از وضع و حال زندگى خانواده شان چنین مى گویند:
«پدرم روحانى معروفى بود، امّا خیلى پارسا و گوشه گیر... زندگى ما به سختى مى گذشت. من یادم هست شب هایى اتفاق مى افتاد که در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهیّه مى کرد و... آن شام هم نان و کشمش بود.»
امّا خانه اى را که خانواده سیّد جواد در آن زندگى مى کردند، رهبر انقلاب چنین توصیف مى کنند:
«منزل پدرى من که در آن متولد شده ام، تا چهارـ پنج سالگى من، یک خانه 60 ـ 70 مترى در محّله فقیر نشین مشهد بود که فقط یک اتاق داشت و یک زیر زمین تاریک و خفه اى! هنگامى که براى پدرم میهمان مى آمد (و معمولاً پدر بنا بر این که روحانى و محل مراجعه مردم بود، میهمان داشت) همه ما باید به زیر زمین مى رفتیم تا مهمان برود. بعد عدّه اى که به پدر ارادتى داشتند، زمین کوچکى را کنار این منزل خریده به آن اضافه کردند و ما داراى سه اتاق شدیم.»
رهبرانقلاب از دوران کودکى در خانواده اى فقیر امّا روحانى و روحانى پرور و پاک و صمیمی، اینگونه پرورش یافت و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگش سید محمد به مکتب سپرده شد تا الفبا و قرآن را یاد بگیرند. سپس، دو برادر را در مدرسه تازه تأسیس اسلامى «دارالتعّلیم دیانتى» ثبت نام کردند و این دو دوران تحصیل ابتدایى را در آن مدرسه گذراندند.
درباره انگیزه ورود به حوزه علمیه و انتخاب راه روحانیت مى گویند:
«عامل و موجب اصلى در انتخاب این راه نورانى روحانیت پدرم بودند و مادرم نیز علاقه مند و مشوّق بودند». ایشان کتب ادبى ار قبیل «جامع المقدمات»، «سیوطى»، «مغنى» را نزد مدرّسان مدرسه «سلیمان خان» و «نوّاب» خواند و پدرش نیز بر درس فرزندانش نظارت مى کرد. کتاب «معالم» را نیز در همان دوره خواند. سپس «شرایع الاسلام» و «شرح لمعه» را در محضر پدرش و مقدارى را نزد مرحوم «آقا میرزا مدرس یزدى» و رسائل و مکاسب را در حضور مرحوم حاج شیخ هاشم قزوینى و بقیه دروس سطح فقه و اصول را نزد پدرش خواند و دوره مقدمات و سطح را بطور کم سابقه و شگفت انگیزى در پنچ سال و نیم به اتمام رساند. پدرش مرحوم سید جواد در تمام این مراحل نقش مهّمى در پیشرفت این فرزند برومند داشت. رهبر بزرگوار انقلاب، در زمینه منطق و فلسفه، کتاب منظومه سبزوار را ابتدا از «مرحوم آیت الله میرزا جواد آقا تهرانى» و بعدها نزد مرحوم «شیخ رضا ایسى» خواندند.
آیت الله خامنه اى که از هیجده سالگى در مشهد درس خارج فقه و اصول را نزد مرجع بزرگ مرحوم آیت الله العظمى میلانى شروع کرده بودند. در سال 1336 به قصد زیارت عتبات عالیات، عازم نجف اشرف شدند و با مشاهده و شرکت در درسهاى خارج مجتهدان بزرگ حوزه نجف از جمله مرحوم سید محسن حکیم، سید محمود شاهرودى، میرزا باقر زنجانى، سید یحیى یزدى، و میرزا حسن بجنوردى، اوضاع درس و تدریس و تحقیق آن حوزه علمیه را پسندیدند و ایشان را از قصد خود آگاه ساختند. ولى پدر موافقت نکرد. پس از مدّتى ایشان به مشهد باز گشتند.
«به مشهد رفتم و خداى متعال توفیقات زیادى به ما داد. به هر حال به دنبال کار و وظیفه خود رفتم. اگر بنده در زندگى توفیقى داشتم، اعتقادم این است که ناشى از همان بّرى «نیکى» است که به پدر، بلکه به پدر و مادر انجام داده ام». آیت الله خامنه اى بر سر این دو راهى، راه درست را انتخاب کردند. بعضى از اساتید و آشنایان افسوس مى خوردند که چرا ایشان به این زودى حوزه علمیه قم را ترک کردند، اگر مى ماندند در آینده چنین و چنان مى شدند!... امّا آینده نشان داد که انتخاب ایشان درست بوده و دست تقدیر الهى براى ایشان سر نوشتى دیگر و بهتر و والاتر از محاسبات آنان، رقم زده بود. آیا کسى تصّور مى کرد که در آن روز جوان عالم پراستعداد 25 ساله، که براى رضاى خداوند و خدمت به پدر و مادرش از قم به مشهد مى رفت، 25 سال بعد، به مقام والاى ولایت امر مسلمین خواهد رسید؟! ایشان در مشهد از ادامه درس دست برنداشتند و جز ایام تعطیل یا مبازره و زندان و مسافرت، به طور رسمى تحصیلات فقهى و اصول خود را تا سال 1347 در محضر اساتید بزرگ حوزه مشهد بویژه آیت الله میلانى ادامه دادند. همچنین ازسال 1343 که در مشهد ماندگار شدند در کنار تحصیل و مراقبت از پدر پیر و بیمار، به تدریس کتب فقه و اصول و معارف دینى به طلـّاب جوان و دانشجویان نیز مى پرداختند.
در بهمن 1342 - رمضان 1383- آیت الله خامنه اى با عدّه اى از دوستانشان براساس برنامه حساب شده اى به مقصد کرمان حرکت کردند. پس از دو ـ سه روز توقف در کرمان و سخنرانى و منبر و دیدار با علما و طلـّاب آن شهر، عازم زاهدان شدند. سخنرانى ها و افشاگرى هاى پرشور ایشان بویژه درایـّام ششم بهمن ـ سالگرد انتخابات و رفراندوم قلـّابى شاه ـ مورد استقبال مردم قرار گرفت. در روزپانزدهم رمضان که مصادف با میلاد امام حسن (ع) بود، صراحت و شجاعت و شور انقلابى ایشان در افشاگرى سیاستهاى شیطانى و آمریکایى رژیم پهلوى، به اوج رسید و ساواک شبانه ایشان را دستگیر و با هواپیما روانه تهران کرد. رهبر بزرگوار، حدود دو ماه ـ به صورت انفرادى ـ در زندان قزل قلعه زندانى شدند و انواع اهانت ها و شکنجه ها را تحمّل کردند.
«از سال 48 زمینه حرکت مسلحانه در ایران محسوس بود. حساسیّت و شدّت عمل دستگاههاى جارى رژیم پیشین نیز نسبت به من، که به قرائن دریافته بودند چنین جریانى نمى تواند با افرادى از قبیل من در ارتباط نباشد، افزایش یافت. سال 50 مجدّداً و براى پنجمین بار به زندان افتادم. برخوردهاى خشونت آمیز ساواک در زندان آشکارا نشان مى داد که دستگاه از پیوستن جریان هاى مبارزه مسلـّحانه به کانون هاى تفـّکر اسلامى به شدّت بیمناک است و نمى تواند بپذیرد که فعالیّـت هاى فکرى و تبلیغاتى من در مشهد و تهران از آن جریان ها بیگانه و به کنار است. پس از آزادى، دایره درسهاى عمومى تفسیر و کلاسهاى مخفى ایدئولوژى و... گسترش بیشترى پیدا کرد».
که آن شرایط را دیده اند، قابل فهم است». پس از آزادى از زندان، به مشهد مقدس برگشتند و باز هم همان برنامه و تلاش هاى علمى و تحقیقى و انقلابى ادامه داشت. البته دیگر امکان تشکیل کلاسهاى سابق را به ایشان ندادند.
٭ پایه گذارى «حزب جمهورى اسلامى» با همکارى و همفکرى علماى مبارز و هم رزم خود: شهید بهشتى، شهید باهنر، هاشمى رفسنجانى و... دراسفند 1357.
٭ معاونت وزارت دفاع در سال 1358.
٭ سرپرستى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، 1358.
٭ امام جمعه تهران، 1358.
٭ نماینده امام خمینی«قدّس سرّه» در شوراى عالى دفاع ، 1359.
٭ نماینده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى، 1358.
٭ حضور فعّال و مخلصانه در لباس رزم در جبهه هاى دفاع مقدس، در سال 1359 با شروع جنگ تحمیلى عراق علیه ایران و تجاوز ارتش متجاوز صّدام به مرزهاى ایران؛ با تجهیزات و تحریکات قدرت هاى شیطانى و بزرگ ازجمله آمریکا و شوروى سابق.
٭ ترور نافرجام ایشان توسط منافقین در ششم تیرماه 1360 در مسجد ابوذر تهران.
٭ ریاست جمهورى؛ به دنبال شهادت محمد على رجایى دومّین رئیس جمهور ایران، آیت الله خامنه اى در مهر ماه 1360 با کسب بیش از شانزده میلیون رأى مردمى و حکم تنفیذ امام خمینى (قدس سره) به مقام ریاست جمهورى ایران اسلامى برگزیده شدند. همچنین از سال 1364 تا 1368 براى دوّمین بار به این مقام و مسؤولیت انتخاب شدند.
٭ ریاست شوراى انقلاب فرهنگ، 1360.
٭ ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام، 1366.
٭ ریاست شوراى بازنگرى قانون اساسى، 1368.
٭ رهبرى و ولایت امّت، که از سال 1368، روز چهاردهم خرداد پس از رحلت رهبر کبیرانقلاب امام خمینى (قدس سره) توسط مجلس خبرگان رهبرى به این مقام والا و مسؤولیت عظیم انتخاب شدند، و چه انتخاب مبارک و درستى بود که پس از رحلت امام راحل، با شایستگى تمام توانستند امّت مسلمان ایران، بلکه مسلمانان جهان را رهبرى نمایند.
|
اجداد او همه از عالمان دین بوده اند…. پدر پدر بزرگ علی، ملاقربانعلی، معروف به آخوند حكیم،
مردی فیلسوف و فقیه بود كه در مدارس قدیم بخارا و مشهد و سبزوار تحصیل كرده و از شاگردان برگزیده
حكیم اسرار (حاج ملاهادی سبزواری) محسوب می شد. پدرش استاد محمد تقی شریعتی (
موسس كانون حقایق اسلامی كه هدف آن «تجدید حیات اسلام و مسلمین» بود) و
مادرش زهرا امینی زنی روستایی متواضع و حساس بود.
علی حساسیتهای لطیف انسانی و اقتدار روحی و صلاحیت
عقیده اش را از مادرش به ودیعه گرفته بود. علی به سال 1319 در سن هفت سالگی در
دبستان ابن یمین، ثبت نام می كند، اما به دلیل بحرانی شدن اوضاع كشور ـ تبعید رضا شاه و اشغال كشور
توسط متفقین ـ خانواده اش را به ده می فرستد و پس از برقراری آرامش نسبی در مشهد علی و
خانواده اش به مشهد باز می گردند. پس از اتمام تحصیلات مقدماتی در 16 سالگی سیكل اول دبیرستان
(كلاس نهم نظام قدیم) را به پایان رساند و وارد دانشسرای مقدماتی شد. در سال 31، اولین بازداشت
علی كه در واقع نخستین رویارویی مستقیم وی با حكومت و طرفداری همه جانبه او از حكومت
ملی بود، واقع شد. در همین زمان یعنی 1331 وی كه در سال آخر دانشسرا بود به پیشنهاد پدرش
شروع به ترجمه كتاب ابوذر (نوشته عبدالحمید جوده السحار) می كند. در اواسط سال 1331
تحصیلات علی در دانشسرا تمام شد و پس از مدتی شروع به تدریس در مدرسه كاتب پور احمدآباد كرد. و
همزمان به فعالیتهای سیاسیش ادامه داد. كتاب «مكتب واسطه» نیز در همین دوره نوشته
شده است. در سال 1334 پس از تاسیس دانشكده علوم و ادبیات انسانی مشهد وارد آن دانشكده شد. در دانشكده
مسئول انجمن ادبی دانشجویان بود در همین سالهاست كه آثاری از اخوان ثالث مانند
كتاب ارغنون (1330) و كتاب زمستان (1335) و آخر شاهنامه (1328) به چاپ رسید و
او را سخت تحت تاثیر قرار داد. در این زمان فعالیتهای سیاسی ـ اجتماعی شریعتی در نهضت (جمعیتی كه
پس از كودتای 28 مرداد توسط جمعی از ملیون خراسان ایجاد شده كه علی شریعتی یكی از اعضا آن جمعیت بود).
آشنایی او با خانم پوران شریعت رضوی در دانشكده ادبیات منجر به ازدواج آن دو
در سال 1337 می گردد. و پس از چند ماه زندگی مشترك به علت موافقت با بورسیه تحصیلی او در اوایل خرداد
ماه 1338 برای ادامه تحصیل راهی فرانسه می شود. در طول دوران نحصیل در
اروپا علاوه بر نهضت آزادیبخش الجزایر با دیگر نهضتهای ملی افریقا و آسیا، آشنایی پیدا كرد
و به دنبال افشای شهادت پاتریس لومومبا در 1961 تظاهرات وسیعی از سوی سیاهپوستان در مقابل
سفارت بلژیك در پاریس سازمان یافته بود كه منجر به حمله پلیس و دستگیری عده زیادی از جمله
دكتر علی شریعتی شد. دولت فرانسه كه با بررسی وضع سیاسی او، تصمیم به اخراج وی گرفت اما
با حمایت قاضی سوسیالیست دادگاه، مجبور می شود اجرای حكم را
معوق گذارد. وی در سال 1963 با درجه دكتری یونیورسیته
فارغ التحصیل شد و پس از مدتی او به همراه خانواده و سه فرزندش
به ایران بازگشت و در مرز بازرگان توسط مأموران ساواك دستگیر شد.
پس از بازگشت از اروپا
پس از پنج سال تحصیل و آموختن و فعالیت سیاسی، در اروپا، بازگشت به فضای راكد و بسته جامعه ایران
و آن هم تدریس در دبیرستان بسیار رنج آور بود، سال بعد (وی) پس ازقبولی در امتحان
به عنوان كارشناس كتب درسی به تهران منتقل می شود و با آقایان برقعی و باهنر و دكتر بهشتی كه از
مسئولین بررسی كتب دینی بودند، همكاری می كند. ترجمه کتاب «سلمان پاك» اثر پروفسور
لوئی ماسینیون حاصل تلاش او در این دوره است. از سال 1345 او به استادیار رشته تاریخ در
دانشكده مشهد استخدام می شود. موضوعات اساسی تدرس او را می توان به چند بخش تقسیم كرد:
تاریخ ایران، تاریخ و تمدن اسلامی و تاریخ تمدنهای غیر اسلامی. از همان آغاز روش تدریس، برخوردش با
مقررات متداول در دانشكده و رفتارش با دانشجویان، او را از دیگر استادان متمایز می
كرد. چاپ كتاب اسلام شناسی و موفقیت درسهای دكتر علی شریعتی در دانشكده مشهد
و ایراد سخنرانیهای او در حسینیه ارشاد در تهران
موجب شد كه دانشكده های دیگر ایران از او تقاضای
سخنرانی كنند این سخنرانیها از نیمه دوم سال 1347 آغاز شد. مجموعه این فعالیتها مسئولین دانشگاه را بر آن داشت
كه ارتباط او با دانشجویان را قطع كنند و به كلاسهای وی كه در واقع به جلسات
سیاسی ـ فرهنگی بیشتر شباهت داشت، خاتمه دهند. در پی این كشمكشها و دستور شفاهی ساواك به دانشگاه مشهد
كلاسهای درس او، از مهرماه 1350، رسماً تعطیل شد. از اواخر آبان ماه 51
بخاطر سخنرانی های ضد رژیم، زندگی مخفی وی آغاز شد
و پس از چند ماه زندگی مخفی درمهرماه سال 1352 خود را به ساواك
معرفی كرد كه تا 18 ماه او را در سلول انفرادی زندانی كردند؛ كه
نهایتاً در اواخر اسفند ماه سال 53 او از زندان آزاد می شود و بدین ترتیب مهمترین فصل
زندگی اجتماعی و سیاسی وی خاتمه می یابد. در این دوران كه مجبور به خانه نشینی بود؛ فرصت یافت تا به
فرزندانش توجه بیشتری كند. در سال 55، با فرستادن پسرش (احسان) به خارج از كشور فرصت یافت
تا مقدمات برنامه هجرت خود را فراهم كند. دكتر شریعتی نهایتا در روز 26 اردیبهشت سال
1356 از ایران، به مقصد بلژیك هجرت كرد و پس از اقامتی سه روزه در بروكسل عازم انگلستان
شد و در منزل یكی از بستگان نزدیك همسر خود اقامت گزید و پس از گذشت یك ماه در 29
خرداد همان سال به نحو مشكوك درگذشت و با مشورت استاد محمد تقی شریعتی و كمك دوستان و یاران او
از جمله شهید دكتر چمران و امام موسی صدر در جوار حرم مطهر حضرت زینب (س)
در سوریه به خاك سپرده شد

***روژینا خدایار***
از آنجا كه این توصیه ها به زبان ساده و توسط یك هكر موفق ارائه شده، می تواند راهگشای بسیاری از كاربران ساده و عادی باشد. این مطلب بر اساس مقاله شخصی آقای كوین میتنیك تهیه شده است.
وی از جمله هكرهایی است كه خوانندگان ایرانی اخبار فناوری اطلاعات هم با نامش آشنا هستند و یكی از جنجالی ترین هكرهای دنیا محسوب میشود.

وی كه نام مستعار hacker poster boy را برای خودش انتخاب كرده بود، توسط وزارت دادگستری آمریكا به عنوان یكی از مهمترین و تحت تعقیب ترین جنایتكاران رایانه ای تاریخ آمریكا معرفی شد. هك های او حتی موضوع دو فیلم سینمایی هم بوده است: Freedom Downtime و Takedown .
میتنیك هك كردن را با سوءاستفاده از سیستم كارتی اتوبوس های لس آنجلس آغاز كرد تا به رایگان سوار اتوبوس شود. در ادامه به استراق سمع تلفنی پرداخت و سپس به سراغ شبكه های رایانه ای دیجیتال و سرقت از نرم افزارها رفت. وی دو سال و نیم از عمرش را صرف هك كردن رایانه ها، سرقت اسرار تجاری شركت ها و افراد، ایجاد اختلال در شبكه های تلفنی و نفوذ به سیستم ملی هشدار دفاعی در آمریكا نمود. او حتی از هك كردن رایانه های هكرهای همكارش نیز ابایی نداشت.
وی پس از 5 سال زندان كه هشت ماهش را در انفرادی گذراند به فرد مفیدی برای جامعه مبدل شده و به عنوان مشاور امنیتی، نویسنده و سخنران در حال فعالیت است.
حفاظت از خود در محیط اینترنت كار بسیار پرچالشی است. اینترنت یك محیط جهانی است كه اشخاصی بی پروا از آن سوی كره زمین قادر به شناسایی نقاط ضعف رایانه شما و سوءاستفاده از آن هستند. آنها می توانند از این نقاط ضعف برای كنترل دسترسی به حساس ترین اسرار شما سواستفاده كنند.
آنها حتی می توانند از رایانه شما برای ذخیره سازی اطلاعات به سرقت رفته كارت های اعتباری یا انواع محتویات نامناسب استفاده كنند. آنها می توانند به كاربران بی پناه خانگی یا صاحبان مشاغل حمله كنند.
نسخه پشتیبان از اطلاعات مهم تهیه كنید
از همه اطلاعات خود نسخه پشتیبان یا بك آپ تهیه كنید. شما در برابر حملات مصون نیستید. سرقت و از دست رفتن اطلاعات برای شما هم ممكن است اتفاق بیفتد. یك كرم یا تروجان نفوذی برای از بین بردن همه اطلاعات شما كافیست.
انتخاب كلمه عبور مناسب را سرسری نگیرید
كلمات عبوری انتخاب كنید كه معقول و منطقی بوده و حدس زدن آنها دشوار باشد. چند عدد را پشت سرهم ردیف نكنید. همیشه كلمات عبور پیش فرض را تغییر دهید.
نرم افزار آنتی ویروس فراموش نشود
از نرم افزارهای ضدویروس مشهور و معتبر استفاده كنید و همیشه آنها را به روز كنید.سیستم عامل رایانه را بروز نگه دارید
سیستم عامل خود را به طور مرتب به روز كرده و تمامی وصله های امنیتی عرضه شده توسط شركت طراح هر سیستم عامل را بارگذاری و نصب كنید.
مراقب نرمافزارهای ضعیف امنیتی باشید
حتی الامكان از استفاده از نرم افزارهای ضعیف و در معرض حمله خودداری كرده و قابلیت های خودكار نامطمئن آنها به خصوص در نرم افزارهای ایمیل را از كار بیندازید.
رمزگذاری اطلاعات
از نرم افزارهای رمزگذاری اطلاعات مانند PGP در زمان ارسال ایمیل استفاده كنید. از این نرم افزار می توانید برای حفاظت از كل هارد دیسك خود نیز استفاده كنید.نصب نرمافزارهای شناسایی عوامل نفوذی را فراموش نكنید
حتما نرم افزاری برای شناسایی نرم افزارهای مخرب جاسوس برای روی رایانه تان نصب كنید. حتی بهتر است چندین نرم افزار برای این كار نصب كنید. برنامه های سازگار با دیگر نرم افزارهای مشابه مانند SpyCop انتخاب های ایده آلی هستند.
به دور رایانه خود دیوار آتشین بكشید
از دیوار آتش یا firewall شخصی استفاده كنید. پیكربندی فایروال خود را به دقت انجام دهید تا از نفوذ به رایانه شما جلوگیری شود. این فایروال ها همچنین مانع وارد آمدن خسارت به شبكه ها وسایت هایی كه به آنها متصل هستید، شده و قادر به تشخیص ماهیت برنامه هایی هستند كه تلاش می كنند به شبكه اینترنت متصل شوند.
حذف برنامههای دسترسی از راه دور
امكاناتی را بر روی رایانه به آنها احتیاج ندارید از كار بیندازید. به خصوص برنامه های كاربردی كه دسترسی به رایانه شما را از راه دور ممكن می كنند (مانند Remote Desktop، RealVNC و NetBIOS) را حذف یا به اصطلاح disable كنید.
از امنیت شبكههای رایانهای اطمینان حاصل كنید
در جهت ایمن سازی شبكه های رایانه ای و به خصوص شبكه های بی سیم بكوشید. شبكه های وای - فای خانگی را با كلمه عبوری با حداقل 20 كاراكتر ایمن كنید. پیكربندی اتصال لپ تاپ خود به شبكه را به گونه ای انجام دهید كه برقراری ارتباط تنها در حالت Infrastructure اتفاق بیفتد.هكرها روز به روز به روش های پیچیده تری برای سرقت اطلاعات كاربران روی می آورند، ولی شما با رعایت همین نكات ساده، آسیب پذیری سیستم های رایانهای خود را به حداقل خواهید رساند.
به گزارش شیعه آنلاین گفتنی است همان طور که در صفحه نخست این سایت جستجوگر مشاهده می شود، خدمات مختلف وجود دارد از جمله قرآن کریم، خدمات، نقشه جهان، برنامه ها، تقویم دینی، پست الکترونیک.
خدمات این جستجو گر شامل بخش هایی همچون «واقعه غدیر چیست؟»، «سایت صلوات»، «سایت ها دیگر»، «راهنمای سایت های شیعی»، «خدمات موبایل ویژه دستگاه های تلفن همراه» و غیره می باشد
از دیگر خدمات این جستجو گر می توان به بخش هایی همچون «واقعه غدیر چیست؟»، «سایت صلوات»، «سایت ها دیگر»، «راهنمای سایت های شیعی»، «خدمات موبایل ویژه دستگاه های تلفن همراه» و غیره اشاره کرد.
علاقمندان با مراجعه به آدرس اینترنتی www.gedeer.com می توانند از این جستجوگر شیعی استفاده کنند.




